خرید بک لینک
نیکان بودنبعد سه ماه، هنوز هیجانزدهام از بهدنیا آمدنت. هیجانزدهام از نگاه کنجکاو و نازنینت... هیجانزدهام از این همه که دوست دارمت، هیجانزدهام از انبوهی مهری که به تو دارم. هیجانزدهام از شکوهی که از پدر شدن شبیه یک شنل به شانههایم نشست و هیجانزدهام از انگیزهای که بر تنِ زندگیام پوشانده شده. هیجانزدهام... ذوقزدهام و هر ثانیه این همه شگفتی را

برچسب: نویسنده: یونا نجفی تاريخ: جمعه 7 ارديبهشت 1397 ساعت: 23:53

حالا ششماههای نیکانام.حالا لبخند میزنی، تعجب میکنی، گریه میکنی، غریبی میکنی، قهقهه میزنی، چند ثانیهای خودت مینشینی، غلت میزنی، برای گرفتن چیزهایی که دوستشان داری تلاش میکنی، غر میزنی، سعی میکنی منظورت را به ما بفهمانی، از دیدن مادرت کیف میکنی، من را که میبینی ذوق میکنی، از ما انتظار داری با تو بازی کنیم، دستهایت را تا مچ فرو میکنی توی دها

برچسب: نویسنده: یونا نجفی تاريخ: جمعه 7 ارديبهشت 1397 ساعت: 23:53

دارم طالبی قاچ میکنم. بازی رئال و بایرن است اما ما تلویزیون را خاموش کردهایم که نیکان بخوابد. تازگیها موقع خوابیدن خیلی بدقلق میشود. من که رسماً از خواباندن نیکان ناتوان هستم، فقط یاسی میتواند نیکان را بخواباند، فقط یاسی میتواند غرغرهای نیکان را فرو بنشاند. اصلاً نیکان خودش میداند که وقتی گشنهاش است یا خوابش میآید فقط یاسی میتواند درد او را درمان ک

برچسب: نویسنده: یونا نجفی تاريخ: جمعه 7 ارديبهشت 1397 ساعت: 23:53

صفحه بندی